تبليغاتX
من هستم . من .. نماینده خالقم که خلق کنم
من هستم . من .. نماینده خالقم که خلق کنم

بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان صادر

 

به گزارش قلم نیوز متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است. 

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

میر حسین موسوی/ 10-4-88




+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 18:12 توسط

 
 
احمدی‌نژادی که هاشمی را متهم کرد، همکارش بود

احمدی‌نژاد؛ تمجیدگر سال 75 هاشمی و تخریب‌گر سال 88

قلم - محمود احمدی‌نژاد که در آستانه انتخابات، با ادبیات نامتعارف و با زبان افترا، هاشمی رفسنجانی و خانواده‌اش را بدون ارائه مدرکی در ردیف متهمان اقتصادی قرار داد، در سال 75 به عنوان استاندار منصوب ویی در اردبیل، به دفعات زبان به تعریف و تمجید از او گشوده بود.

به گزارش قلم نیوز، محمود احمدی‌نژاد در مهر 75 در حالی به عنوان استاندار اردبیل به استقبال آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رفت که در میان عکاسان و خبرنگاران حاضر از او تقدیر کرد و گفت: نام ‌هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.

خبرنگاران در تاریخ ثبت کردند و مردم به خوبی به یاد دارند که احمدی نژاد در اردبیل گفت: ‌هاشمی رفسنجانی شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند و سفر ایشان به استان اردبیل باعث رسیدن این استان به جایگاه مطلوب خود است.

اما 13 خرداد 88 محمود احمدی‌نژاد در شرایطی مقابل دیدگان میلیون‌ها بیننده تلویزیونی با حالتی پرخاشگرانه سخن می‌گفت که بارها عنوان کرد امروز سه دولت گذشته در مقابل او ایستاده‌اند.

احمدی‌نژاد تلاش کرد تا با تخریب چهره‌های نظام شرایطی ایجاد کند تا مانع طرح انتقادات به عملکرد چهارساله‌اش شود و فضای ذهنی مردم را از ناکارآمدی و بی‌تدبیری‌های دولت دور کند.

احمدی‌نژاد گفت: امروز سه دولت گذشته در مقابل من است. این سه در گذشته هم از یکدیگر حمایت کردند در واقع اینها با هم بودند. زمانی که دولت تشکیل شد اینها هدفشان ضربه زدن به دولت بود.

اگر احمدی نژاد در مقابل دوربین صداو سیما این گونه سخن می‌گوید مردم به خوبی به یاد دارند که در دوره استانداری اردبیل گفته بود: حضور ایشان (هاشمی) باعث تسریع در کار توسعه و آبادانی استان می‌شود.

در سفر استانی آیت‌الله‌هاشمی رفسنجانی در مهر ٧٥، احمدی‌نژاد اعلام کرد: «در سفر تازه سردار سازندگی به این استان ٢٤٠ طرح صنعتی، عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و درمانی و فرهنگی، خدماتی و اقتصادی به بهره‌برداری خواهد رسید».

 

احمدی‌نژاد در یک گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه «ایران» گفته بود: «آیت‌الله رفسنجانی، رییس‌جمهور وقت ایران، همیشه و در همه ابعاد در صحنه‌ها و شرایط دشوار انقلاب اسلامی، از عناصر تعیین‌کننده است و نام‌هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.»

به گفته وی مجموع طرح‌های مذکور نقش مهمی در مهار آب‌های سطحی، بهبود کیفیت آب شرب شهری، افزایش پروازهای هواپیمایی، احیای مراتع و جلوگیری از تخریب اراضی، جلوگیری از خروج ارز، توسعه صنایع و ایجاد انتقال و جذب نیروهای متخصص و... داشت.

وی در مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی خود گفته بود: این طرح‌ها با اعتباری بیش از یک هزارمیلیارد ریال به اجرا درآمده است. نکته جالب این که به گفته احمدی‌نژاد در این سفر استانی‌ هاشمی رفسنجانی، صدها طرح عمرانی،‌ مخابراتی و رفاهی به بهره‌برداری می‌رسد.

همچنین محمود احمدی‌نژاد، استاندار وقت اردبیل در این جلسه مطبوعاتی گفته بود: عملیات اجرای طرح‌های متعددی از جمله دو سد بزرگ در اردبیل، تصفیه‌خانه بزرگ آب شرب پارس‌آباد مغان، طرح اسکان عشایری،‌ مرحله دوم کارخانه تبدیل سیب‌زمینی اردبیل، عملیات طرح احداث بزرگراه از فرودگاه اردبیل تا بخش نیر، طرح آب‌رسانی مشکین شهر، کارخانه سیمان اردبیل با ظرفیت ٢٣٠٠ تن در روز، کارخانه شیرخشک مغان، کارخانه تولید لاستیک، ١٠١ طرح مخابراتی،‌ مرکز تلفن سیار اردبیل، طرح‌های توسعه مخابرات در شهرستان‌ها، ‌٧٤ مدرسه، ١١ سالن ورزشی سرپوشیده، مجتمع اداری اردبیل، خانه‌های سازمانی و بیمارستان ١٦٠ تخت‌خوابی تامین اجتماعی و... با دست مبارک‌هاشمی رفسنجانی، رییس‌جمهور ایران به بهره‌برداری خواهد رسید.

نکته جالب توجه در سفر‌هاشمی رفسنجانی در سال ٧٥ به اردبیل، اشاره تمام روزنامه‌ها به افتتاح ٣٠٠ طرح عمرانی بود. در همین حال گروه‌های کثیری از مردم منطقه، استقبال باشکوه از رییس‌جمهور وقت را وظیفه دینی و ملی خود عنوان کرده بودند.

احمدی‌نژاد گفته بود: «آقای ‌هاشمی رفسنجانی به خاطر تصویب لایحه استان شدن اردبیل، حق بزرگی بر مردم استان دارند و لذا باید از ایشان استقبال تاریخی و به یاد ماندنی صورت گیرد.»

گزارش‌هایی که در آن تاریخ منعکس شده‌اند، نشان از استقبال باشکوه و مردمی است که شعارهای تشکرآمیز سر می‌دادند که همه از جمله استاندار وقت اردبیل، رفسنجانی را سردار سازندگی می‌خواندند.

احمدی‌نژاد در این سفر محورهای فعالیت استانداری را توضیح داد و خطاب به هاشمی گفت: می‌خواستم در حضور حضرتعالی از مجموعه همکاران و کسانی که در این دو تا سه سال - بعد از استان شدن - تلاش کردند، سپاس‌گزاری کنم و مجددا از زحماتی که در این دو روز سفر به حضرتعالی دادیم، عذرخواهی کنم و از سفرتان تشکر می‌کنم. بعضی موارد را دوستان برای تسریع در برنامه‌های عمرانی جمع‌بندی کرده‌اند که خدمتتان تقدیم می‌کنند.

باید پرسید این تغییر در ادبیات کلام و لحن سخن از چه رو اتفاق افتاده است؟ آن روز که احمدی‌نژاد در کسوت استاندار میزبان هاشمی بود در تمجید از او چیزی کم نگذاشت اما زمانی که قرار شد پاسخگوی انتقادات موجود نسبت به عملکرد خود باشد، آبروی شخصیت‌های نظام را گرو گرفت و هاشمی‌رفسنجانی را مستمسکی قرار داد تا بتواند آرایی برای خود جلب کند.

 

 




+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 21:2 توسط

 


خیلی باحاله حتما بخونید : در مورد پرونده یک آقا می‌تونم چیزی به شما بگم؟ بگم؟ نه… بگم؟!
منتشره 4 ساعت و 29 دقیقه پیش، ارسال شده توسط music_tehran در 5 ساعت و 23 دقیقه پیش

 

بگم گفته بود «دور سرش هاله نور دیده»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «فرار مغزها و سرمایه‌ها نداریم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف می‌شود»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «میانگین سن دانشمندان هسته‌ای ما، 17 سال است»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «پنجاه درصد جابه جایی ها در تهران، می تواند با منوریل انجام شود»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «یک دختر پانزده ساله توانسته است در زیرزمین خانه شان، اورانیوم را غنی کند»! نه… بگم؟!

پرونده احمدی نژاد

بگم گفته بود «امروز همه به این واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت می‌کند.»!نه… بگم؟!

بگم گفته بود «این که می گویند دو تا بچه کافیه، بنده معتقد نیستم. کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیده اند، مثل این پیرزن‌ها که در صف زنبیل می گذارند»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «بر خلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می‌کنند»! نه! بگم؟!

بگم سه روز قبل از رأی گیری انتخابات سوم تیر ماه ۱۳۸۴ در حضور ۱۶۰ نمایند مجلس گفته بود:«پول نفت باید سر سفره‌های مردم آورده شود»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «واقعا مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه‌های ماست، به من و تو چه ربطی داره؟ من و تو باید به مشکلات اساسی کشور برسیم»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «چرا مردم رو دست کم می‌گیریم؟ واقعا انقدر یعنی الآن مشکل کشور ما اینه که مثلا فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید؟ این الآن مشکل کشور ما اینه؟ یعنی مشکل مردم ما اینه؟»! نه… بگم؟!

بگم گفته بود «بعضی افراد بی ایمان می‌گویند که ما در هیات دولت، یک صندلی برای آقا خالی می‌گذاریم، در حالی که اگر آقا به هیأت دولت بیاید که تنها نمی آیند! با یارانشان تشریف می آورند»! نه… بگم؟! بگم همین دیشب عین چی دروغ گفته بود که «بلر از ایران عذرخواهی کرده»! نه…؟ باز هم بگم؟

 

 




+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 20:57 توسط

موسوی

 

با دستور امام خمینی صورت گرفت

 

 


قطع رابطه ایران و عربستان بعد از کشتار حجاج ایرانی

 

 


استان تهران -  محمود احمدی نژاد در حالی قطع رابطه با عربستان را در زمان نخست وزیری میر حسین موسوی مورد انتقاد قرار داد که این اقدام با تدبیر امام خمینی (ره) انجام شده بود.

کشتار حجاج ایرانی در سال 1366 که در مراسم برائت از مشرکین صورت گرفت نقطه اوج اختلاف ایران و عربستان بود. امری که به دنبال آن امام خمینی دستور قطع رابطه با عربستان را صادر کرد " و فرمود: ما اگر از صدام هم بگذریم ، از فهد نمی گذریم."


اما رئیس دولت عدالت محور بدون توجه به این مسائل تنها به منظور تخریب دولت های پیشین سیاست مورد نظر را زیر سوال برد .

 

 




+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 20:28 توسط


 

جریحه‌دار شدن احساسات جامعه از حرمت‌شکنی صورت‌گرفته در مناظره

 

 


قلم - خروج محمود احمدی‌نژاد در مناظره شب گذشته با مهندس موسوی از مرزهای یک مناظره و ورودش به مرز حرمت‌شکنی، احساسات جامعه را برانگیخت.

به گزارش قلم نیوز، دکتر محمود احمدی‌نژاد شب گذشته در مناظره با مهندس موسوی، مناظره را به عرصه حرمت‌شکنی کشاند و با آنکه طبق قانون اساسی رییس‌جمهور، حافظ جان و مال و ناموس ملت است، در اقدامی بی‌سابقه بحث و مناظره سیاسی را به موضوع مدرک تحصیلی همسر مهندس موسوی کشاند و ادعاهایی را مطرح کرد.

وی در بخشی از مناظره، در جملاتی که نوع بیان آن شاید به دور از انتظار بود، گفت: «من می‌تونم درباره پرونده یک خانمی با شما صحبت کنم؟ پرونده آموزشی یک خانم؟ بگم؟ بگم؟ بگم؟».

او سپس ادعاهایی را درباره مدرک تحصیلی همسر موسوی مطرح کرد و ادبیات وی به گونه‌ای بود که میلیون‌ها بییننده این مناظره، در کمال تعجب می‌دیدند، رییس‌جمهور آنها به جای حفظ آبروی شهروندان کشور و دفاع از آن طبق قانون اساسی، در ملاء عام ادعایی را درباره فردی باآبرو و خوشنام که سال‌ها او را می‌شناسند، مطرح کرد.

مهندس موسوی با قاطعیت تمام، به ادعاهای مطرح شده پاسخ داد اما بنا به گزارش خبرنگاران قلم از سطح شهر، پس از پایان این مناظره تلویزیونی، احساسات تعداد کثیری از مردم ایران به‌دلیل این حرمت‌شکنی آشکار، جریحه‌دار شده بود و در گوشه گوشه شهر، مردم که در میان آنها افرادی از مدافعان احمدی‌نژاد هم مشاهده می‌شد، با ابراز تاسف از این رفتار، بیان می‌کردند که شرمنده شده‌اند.

برخی از مردم نیز از این متاسف شده بودند که حتی متهمان نیز از حقوق قانونی برخوردارند و تا زمان تشخیص دادگاه نامشان برده نمی‌شود چرا رییس‌جمهوری که نام خود را با اصولگرایی پیوند زده است، در یک مباحثه سیاسی، نام خانمی با آبرو، متشخص و اندیشمند را به میان می‌کشد و او را متهم می‌کند.

بسیاری از شهروندان، نوع مواجهه صورت گرفته را ناشی از عدم توانایی وی در پاسخگویی به سوالات منطقی موسوی دانستند و این سوال را مطرح می‌کردند که آیا در قدرت ماندن آنقدر ارزشمند است که اخلاق، حرمت‌ها و ارزش‌ها زیر پا گذاشته شود؟




+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 20:19 توسط